تبليغاتX
محکوم به زندگی - یک باز جویی کوتاه از:
هميشه نگاه تو دنبال کسي است که نگاهش دنبال ديگريست(دلم سرم روکلاه گذاشت)

 

نامت چه بود؟ آدم

 

فرزند؟من را نه مادری نه پدر .بنویس اولین یتیم عالم خلقت

 

محل تولد؟ بهشت

 

اینک محل سکونت؟زمین ..خاک

 

قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا، اینک به قدر سایه قدم به روی خاک

 

اعضای خانواده؟حوای خوب وپاک ..قابیل خشمناک...هابیل زیر خاک

 

روز تولدت؟در روز جمعه ای به گمانم  که روز عشق

 

رنگت؟اینک فقط سیاه به شرم آن گناه

 

وزنت؟نه  آنچنان سبک که پرم در هوای دوست، نه آنچنان سنگین که نشینم بر

 

زمین

 

جنست؟ نیمی مرا زخاک ، نیمی دگر خدا

 

شغلت؟ در کار کشت امید به روی خاک

 

شاکی تو؟ خدا

 

وکیل تو؟ خدا

 

جرمت؟ یک سیب از درخت وسوسه

 

حکمت؟ تبعید در زمین

 

همدست در گناه؟ حوای آشنا

 

ترسیده ای؟کمی

 

ز چه؟ که شوم من اسیر خاک

 

آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟بله ،گاهی  فقط خدا

 

داری گلایه ای؟ دیگر گلایه نه ، ولی ..

 

ولی چه؟ حکمی چنین ، آن هم به یک گناه

 

دلتنگ گشته ای؟زیاد

 

برای که؟ تنها فقط خدا

 

داری تو ضامنی؟بله

 

چه کس؟ تنها کسم خدا

 

در آخرین دفاع؟ می خوانمش چنان که اجابت کند دعا

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:41  توسط چشم به راه  | 

 
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران